اهل سرزمین های متواری شاید .
19 فروردین 1405 .
نامبر 008 .
روزی از روز ها ساحره ای به اسم مِن دو نفر را به اسم های اِل و اِد درون ماورایی انداخت .
ماورایی یکی از علل ناپذیری های ناباوری های نا دانستنی های ناب دوران از این و از آن در یک شی کوچک شناور روی آب های وسیع سرزمین های خیلی دور ماورا آسمان دهم .
اِل و اِد دو پسر از روستاییان بر سر حدود زمین کشاورزی که روستاییان با تیشه به جان یکدیگر افتاده و خبرشان کل دنیا و ماورا را فرا .
روستاییان به ساحره مراجعه تا آن در گوی سخن گو و آینه بین خود بیند که اِل و اِد به دروغ به روستاییان تهمت زده اند .
تا بلده کار نباشید نمی توانید در گوی تصویر دیده و سخن از گوی شنیده پخش .
روستاییان در کنار ساحره :
ساحره جفتشان را پس از دروغ به آن دنیا فرستاده تا درس عبرتی باشد برای این و آن .
این و آن هم مثل اِل و اِد در واپسین روز های خود دچار یک اشتباه تاریخی مثل ما قبل های خود که به اشتباه روستاییان را به مردم شهر ها به عنوان ساحره و جادوگر معرفی .
یک نمونه جدول ساحره های روستایی .
| اِل | رود کوچک کنار روستا | م | د |
| اِد | میدان نبرد | مِن | Z |
| جادو | گوی جادویی | ماورا | L |
| جمبل | نهر آب | تیشه | شاید باور |
آهای کل دنیا بدانید که این مردم از روستای ما همه ساحره .
باشد بر همگان شاید ساحره ها در آتش دوزخ هم سوزانده تا درس عبرت آموزی شود برای امثال آن ها .

نظرات